گروه زیارتی ریحانه کربلا

کاظمین

کاظمین

موقعيت جغرافيايى و تاريخى

کاظمین از ديگر شهرهاى زيارتى و مهم عراق  است.

كه در مجاورت شهر بغداد، سمت غرب رودخانه دجله،

قرار دارد واز لحاظ ادارى تابع شهر بغداد است.

و مناره هاى طلايى آن از داخل شهر بغداد نمايان است.

امروزه، اين شهر به سبب توسعه بغداد به آن وصل شده است.

از آن جا كه اين شهر در حدود يك كيلومترى رود دجله واقع است.

آب و هواى نسبتاً معتدلى دارد و ميزان بارندگى آن در سال زياد است.

گاهى نيز بادهاى تندى در اين منطقه مى وزد و سيلاب عظيمى راه مى افتد.

به دنبال اين تغيير آب و هوايى، دجله نيز طغيان مى كند و مزرعه هاى اطراف را به كام خود مى كشد.

و گاهى هم شهر را دچار آسيب جدى و تخريب مى كند.

بارها در طول تاريخ، اين شهر با بادهاى تند.

تگرك و باران هاى سيل آسا و هم چنين زلزله هاى مخرب روبه رو بوده است.

گاهى مشهد و مقبره هاى امامان نيز براثر اين حادثه هاى طبيعى آسيب ديده و تخريب مى شد.

از جمله سال هاى 569 ق، 573 ق، 613 ق و 1042 ق، كه همواره خليفه‌ها و حكم رانان به بازسازى آن پرداخته اند.

در جنگ نهروان به سال 37 ق به دستور امام على عليه السلام شهيدان جنگ را در اين مكان به خاك سپردند.

كه آن را «مقبرة الشهداء» ناميدند.

در عصر عباسى، به هنگام توسعه و احياى بغداد و انتخاب آن به عنوان پايتخت، اين قبرستان به «شونيزى» معروف بود.

و خليفه منصور آن جا را براى دفن بزرگان و خاندان عباسى در نظر گرفت.

و از آن پس به نام گورستان قريش شهرت يافت.

کاظمین – بیشتر بدانیم

از زمانى كه بغداد به عنوان پايتخت انتخاب شد.

اين منطقه حاصل خيز با آب وهواى مطلوب و باغ هاى پرميوه به عنوان تفريح گاه خليفه هاى عباسى مورد استفاده آنان قرار گرفت.

از زمان شهادت امام كاظم عليه السلام و امام جواد عليه السلام و دفن آن دو امام در اين منطقه.

خليفه‌ها و اميران شيعى همواره به آبادانى اين شهر

و مرقدهاى واقع شده در آن همت گماشتند.

ين منطقه از آن پس، محل سكونت بسيارى از شيعيان و دوست داران اهل بيت شد.

آل بويه، از حكم رانان شيعى بغداد، همواره نسبت به آباد كردن اين شهر و مزارات آن بذل توجه داشتند.

و بارها شهر و خانه هاى آن را، كه براثر سيل، زلزله و نيز جنگ‌ها و درگيرى هاى داخلى و مذهبى دچار ويرانى و آتش سوزى شده بود.

مرمت و بازسازى كردند.

منطقه شهر كاظمين از سال 183 ه. ق.

كه امام موسى بن جعفر عليهما السلام در آن جا به خاك سپرده شد.

رفته رفته از «مقابر قريش» به «مشهد موسى بن جعفر» و «مشهد كاظمى» تغيير نام داد.

امّا نامگذارى آن به «كاظمين» يا گاهى اوقات به «جوادين»، در سال هاى اخير رواج يافته است.

اكنون به اين شهر، كاظمين يا «كاظميه» مى گويند.

در عرف عاميانه گاهى ‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌به كاظمين به اختصار «كاظم» گفته مى شود.

نقش خاص جغرافيايى منطقه كاظمين موجب گشت .

كه از آغاز تمدن بشرى در بين النهرين،

اين سرزمين هم مورد توجّه قرار گيرد.

به گفته برخى از محققان، اين منطقه، ب

خشى از نواحى پايتخت دولت «كشى» بود.

اين پايتخت كه «كاريكالزو» ناميده مى شد.

توسط پادشاهى به همين نام، در 1500 ق. م. ساخته شد.

اكنون بقاياى آن كه تل بزرگى است و به آن «عقرقوف» گفته مى شود.

در 25 كيلومترى كاظمين قرار دارد.

در عهد ساسانى از اين منطقه به عنوان باغ يكى از پادشاهان ايرانى كه «تسوج قطربل» ناميده مى شد، ياد شده است.

برخى از مورخان همچون خطيب بغدادى گفته اند.

كه مقابر قريش كه بعداً مشهد كاظمين نام گرفت.

پيش تر مقبره شونيزى صغير نام داشت. شونيزى نام دو برادر بوده.

كه هر يك در دو آرامگاه جداگانه در منطقه كاظمين دفن شده اند.

گفته شده، لفظ شونيزى عربى بوده و به معناى دانه سياه مى باشد.

از اين رو احتمال دارد، اطلاق اين اسم، بعد از دوره ساسانيان باشد.

کاظمین – بیش از یک شهر ساده است

مقبرة الشهداء [آرامگاه شهيدان]

اولين آرامگاهى كه مسلمان‌ها در منطقه كاظمين به وجود آورده اند،

مقبرة الشهداء بوده است.

اين آرامگاه محل دفن مجاهدانى بوده كه در درگيرى با خوارج، قبل از جنگ نهروان به شهادت رسيده اند.

مقابر قريش
منصور دوانيقى بعد از رسيدن به حكومت، در سال 145 ه. ق. در صدد برآمد پايتختى را براى حكومت خود ‌‌‌‌‌‌‌‌‌بنيان نهد.

مكان اين پايتخت مزرعه اى به نام مباركه- كه به كشاورزان بغدادى تعلّق داشت.

و در غرب دجله و رو به روى قريه بغداد واقع بود- انتخاب شد.

دليل اين انتخاب هم بلندى آن نسبت به قسمت شرقى دجله بود،کاظمین

تا ياراى مقاومت در برابر طغيان هاى دجله را داشته باشد.

سرانجام بناى اين شهر مدوّر كه مدينةالسلام نام گرفت، در تاريخ 149 ه. ق. پايان پذيرفت.

اما شادمانى منصور از برپايى چنين پايتختى ديرى نپاييد.

و در سال 150 ه. ق. پسرش، جعفر اكبر، وفات يافت.

از اين رو منصور براى گرامى داشت مقام فرزند از دست رفته.

قبرستانى اختصاصى در شمال شهر جديد، براى قريشيان ايجاد كرد.

اين شد كه اين گورستان جديد، قبرستان قريش نام گرفت.

هارون در سال 179 ه. ق. تصميم گرفت قبل از مرگ، مسأله خلافت بعد از خود را حل كند.

او با دورانديشى كه در امر خلافت روا مى داشت، دريافته بود.

كه بعد از او نزاع هاى خانوادگى زيادى براى دستيابى به پست خلافت درخواهد گرفت.

تصميم هارون اين بود كه سه تن از فرزندان برجسته خود را انتخاب كرده تا هر يك بعد از ديگرى به خلافت برسند.

براى عملى ساختن اين تصميم از همه افراد برجسته نقاط مختلف كشور دعوت كرد.

تا به حج آمده تا او اين امر مهم خود را با آنان در ميان گذارد.

اما هارون هنوز خيال آسوده اى نداشت.

امام موسى بن جعفر عليه السلام با آن قدرت بزرگ معنوى در مدينه، خطر تهديدكننده اى براى آينده خلافت بود.

لذا هارون هنگام رفتن به موسم حج دستور بازداشت امام عليه السلام را صادر كرد.

اين بازداشت چهار سال طول كشيد.

اما هارون نتوانست خللى در اراده شكست ناپذير امام عليه السلام به وجود آورد.
امام عليه السلام زندان را عبادتگاه خود ساخته بود.

و هارون خود را در برابر اين اراده، سخت خُرد و ناچيز مى ديد.

او حتنتوانست حداقل توبه نامه اى صورى از امام عليه السلام بگيرد، تا بر ناتوانى خود سرپوشى گذارد.

کاظمین – از مهمترین شهر های زیارتی است

اين سرسختى امام عليه السلام باعث شد.

هارون آخرين اقدام خود را اجرا كند.

هارون به عباس بن محمّد- كه قبلًا براى اجراى فرمان قتل امام عليه السلام اعلام آمادگى كرده بود- دستور كشتن آن حضرت را داد.

عباس هم به زندانبان امام عليه السلام، سندى بن شاهك،

دستور داد تا ايشان را از طريق مسموم كردن غذا به شهادت برساند.

ولى امام عليه السلام كه از نيت شوم آن‌ها آگاه بود.

از خوردن آن غذاى مسموم خوددارى كرد.

سندى هم براى برآوردن مقصود،

از رسيدن هر نوع غذا به امام عليه السلام جلوگيرى كرد.

تا اين كه امام عليه السلام بعد از سه روز مجبور شد به خوردن غذاى مسموم تن در دهد.

هارون هم براى اين كه در معرض اتهام قتل امام عليه السلام قرار نگيرد.کاظمین

گروه كثيرى از بزرگان بغداد را به نزد موسى بن جعفر عليه السلام فرا خواند تا از حال و روز او با خبر شوند.

سندى ابن شاهك در حضور اين جمع، وضعيت مناسبى را كه امام عليه السلام در آن به سر مى برد، براى حاضرين تشريح كرد.

اما امام عليه السلام نگذاشت نقشه هارون عملى شود.

و با بيان اين كه سندى به دستور هارون او را سم خورانده، آن‌ها را از مرگ خود تا سه روز ديگر آگاه ساخت.

———————————————–

منابع📚

عتبات عاليات عراق صفحه ١٦٢

جعفر خليلى، آشنايى با عتبات مقدسه، صفحه٨٠

سيماى كاظمين صفحات 23 الی 29 – 19 الی 20

 

جهت مشاهده تور اقساط کربلا کلیک کنید.

جهت مشاهده تور اقساط سوریه کلیک کنید.

دیدگاه‌ خود را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

اسکرول به بالا